یک نسل و یک شکاف/ کودکان زباله گرد و بهره کشی خاموش


بحث کودکان کار و خیابان همیشه درد ناک است اما وقتی پای کودکان زباله گرد به میان می آید همه سیاهی ها در مقابلش رنگ می بازد! سال‌هاست که درباره جمع‌آوری و تفکیک زباله‌های کلان‌شهر تهران و نقش کودکان کار در آن اعتراض های بی شماری صورت گرفته است! اما تا کنون مسئولان اقدام موثری برای سامان دادن به این وضعیت انجام نمی‌دهند. کودکانی که با دست های کوچکشان لا به لای زباله ها دنباله رد پایی از امید هستند و در واقع می توان گفت بار اصلی تفکیک زباله‌ها بر دوش این کودکان است؛ کودکانی که در معرض ابتلا به بیماری‌های عفونی و آزار جنسی قرار دارند اما سود آن نصیب مافیای زباله می شود!

کودکان کار و زباله گرد در اقصی نقاط دنیا مشاهده می‌شوند. این معضل در کلانشهرهای کشور ما هم رو به افزایش است. بر اساس آمار هر‌ساله بر تعداد ورودی‌های کودکان کار و خیابان و زباله گرد افزوده می‌شود. باید تاکید کرد که دلایل متعددی در بروز و تشدید این معضل اجتماعی دخیل هستند.

همچنین در اغلب شهرهای کشور درباره چرایی افزایش تعداد کودکان کار و خیابان و زباله‌گرد پژوهش‌های کافی از سوی جامعه ‌شناسان و کارشناسان آسیب‌های اجتماعی انجام شده است. هم‌اکنون درباره اینکه برای کاهش این معضل چه باید کرد، راهکارهای فراوانی وجود دارد. بر اساس بررسی‌های انجام شده در حال حاضر 15‌هزار کودک کار و خیابان در کلانشهر تهران به‌دلیل فقر روزانه با مشکلات متعدد مواجه‌اند. این در حالی است که فقر در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و … در زندگی این کودکان تاثیرگذار است و از لحاظ آماری این کودکان نمی‌توانند در آینده به افراد موفق تبدیل شوند، چون این افراد کودکی خود را در کف خیابان و در سطل‌های بزرگ زباله جا گذاشته‌اند.

این افراد به جای اینکه در سنین کودکی تجربه آموزش مهارت‌های زندگی را بیاموزند، آسیب‌پذیر بودند. میزان قابل توجهی از این کودکان خانواده دارند، اما اعتیاد، فقر، جرم‌های متعدد و بی‌مسئولیتی والدین باعث افزایش پدیده زباله‌گردی در بین آنها شده است. در واقع این مقوله را می‌توان تحت عنوان بهره‌کشی خانواده از کودکان برشمرد. در کشور برای کمک به مساله کودکان کار و خیابان نهادهای مختلفی همچون بهزیستی، فرمانداری، شهرداری، سازمان‌های مردم نهاد و … فعالیت می‌کنند، اما هر‌ساله با افزایش این پدیده روبه‌رو هستیم. دلیل این عدم موفقیت در ساماندهی این کودکان از سوی نهادهای مسئول چیست؟

چندی پیش گزارش هایی مبنی بر مافیای میلیاردی پسماند منتشر شد که حاکی از سوءاستفاده از این کودکان بود، در این گزارش آمده بود که انواع مختلفی از کودک کار در ایران شناسایی شده اند، از دستفروشی گرفته تا کار در مرغداری و کوره آجرپزی. هر کدام از انواع کار کودک دشواری‌های خاص خود را دارند  و به نوعی می توان گفت که کار آن ها بیگاری محسوب می‌شود، اما یکی از سخت‌ترین انواع کار کودک، زباله‌گردی و تفکیک زباله است.»

جمعیت امام علی نیز طی بررسی هایی که تا کنون انجام داده است اعلام کرده که کودکان زباله‌گرد روزانه به طور متوسط ۶۰ کیلو زباله جمع می‌کنند و محل زندگی اغلب آنها کارگاه‌های تفکیک زباله است. این “کارگاه‌ها” که پیمانکاران شهرداری برای تفکیک زباله از آن استفاده می‌کنند به طور معمول گاراژهایی بدون ابتدایی‌ترین امکانات بهداشتی در حاشیه شهر هستند و کودکان زباله‌گرد که در آن ها زندگی می کنند معمولا در معرض انواع بیماری‌های عفونی قرار دارند.  الهام فخاری، عضو شورای شهر تهران نیز چندی پیش با اشاره به اقامت کودکان زباله‌گرد در محل تفکیک زباله‌ها گفته بود: «اغلب این کودکان بیماری دارند، اما مسئله بیماری نسبت به سایر مشکلات این کودکان در اولویت نیست، چرا که از اغلب این کودکان سوءاستفاده‌های جنسی می‌شود.» 

احد و صمد را یادمان نمی رود؛ دو پسربچه هفت و هشت‌ساله زباله‌گردی که سال دو سال پیش در پارکینگ تفکیک زباله ای که محل زندگی‌شان بود، همراه با پدرشان آتش گرفتند و سوختند. درِ اتاقک‌شان از داخل قفل شد و نتوانستند از آن بیرون بیایند و ماموران پزشکی قانونی تنها تکه های زغال‌مانند سوخته‌شده بدن‌شان را در کاورهای سیاه‌رنگ گذاشتند و بردند. تنها پدرشان توانست از این آتش سوزی، آن هم با 50 درصد سوختگی جان سالم به در ببرد. همان روزهای ابتدایی پس از مرگ آن ها بود که همه جا پر شده بود از خبر هایی درباره کودکان زباله گرد! هر یک از مسئولین چیزی می گفتند و انگشت اتهام را به سمتی روانه می کردند! اما  حالا نزدیک به 2 سال از این ماجرا می گذرد و صدها احد و صمد در خیابان های شهر زباله گردی می کنند و گاهی معجزه‌آسا از مرگ جان سالم به در می برند. فرزاد 8 ساله یکی از همان کودکان زباله گرد است که معجزه آسا زنده ماند! وقتی نیمه شب در خیابان ولیعصر تهران مشغول زباله‌گردی بود، به وسیله یک ماشین 206 که راننده ای مست پشت فرمان آن نشسته بود، به گوشه خیابان پرتاب شد و جمجمه اش ترک برداشت. راننده فرزاد  را گوشه خیابان رها کرد و رفت تا اینکه کسی پیدا شد و او را از گوشه خیابان برداشت و به بیمارستان برد. او بعد از ضربه‌ای که در تصادف به مغزش خورده بود، دو ماه را در کما ماند و بعد از اینکه به هوش آمد، قدرت تکلم و توانایی حرکت دادن دست و پا و بدنش را از دست داد.

با این که ایران در سال 1372 به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته و حاکمیت باید برای حل معضل کودکان کار و خیابان اقدامات موثر انجام دهد، اما  تجربه نشان داده است که تا زمانی که سود کار کودک چنین نجومی است و نهادهای ذیربط پاسخگوی ضد و نقیض گویی‌های خود نیستند، شرایط تغییر نخواهد کرد. قانون منع کار کودک در عمل هیچ جایگاهی ندارد و امیدی به تغییر در شرایط نیست مگر چهره شهر را از وجود کودکان زباله‌گرد با طرح‌های ضربتی پاک کنیم. تا زمانی که قانون اجرایی نشود، افراد سودجویی پیدا می‌شوند که به هر نحوی دور از چشم جامعه و رسانه‌ها از کودکان، این نیروی کار ارزان و خاموش بهره‌کشی کنند.