پسرم مبتلا به ایدز نشد ….


همسرم سر مصرف مواد به کما رفته بود که در بیمارستان به ما
گفتند به ایدز مبتلاست. من هم پس از اطلاع از بیماری همسرم، به بیمارستان مراجعه
کردم آزمایش دادم، که متوجه شدم به من نیز انتقال داده است. در بیمارستان قرار شد
که به داد بچه برسند و این تنها کاری بود که می‌توانستند انجام دهند. در بیمارستان
متوجه شدم که او از سال ۸۲ یعنی سه
چهار سال قبل از ازدواج به ایدز مبتلا شده اما هرگز به من نگفته است. 

من از هیچ
چیز خبر نداشتم و فقط اعتیادش را می‌دانستم که البته پنج سال پاکی داشت و بعد از
پنج سال دوباره پاکی‌اش را خراب کرد و مواد زد.خیلی سخت است که آدم یک روزی بشنود چنین بیماری
گرفته باشد. 

آن‌هم در شرایطی که یک بچه در شکم است. اصلا نمی‌توانستم خودم را نگاه
کنم و در حالت شوک بودم. یک هفته به زایمانم بود كه این موضوع را متوجه شدم. هیچ
کاری هم نمی‌توانستم انجام بدهم. در بیمارستان، کادر پزشکی دست به کار شد و خدا را
شکر می‌کنم که به داد ابوالفضل رسیدند و او مبتلا نشد.

هیچ وقت پاسخ این سؤال را نفهمیدم. هنگام کما
رفتن شوهرم که به بیمارستان می‌رفتم، خانواده‌اش هیچ‌چیز به من نمی‌گفتند و همه‌اش
نگران بودند. من می‌گفتم چه شده اما هیچ کس موضوع را به من نمی‌گفت و من بیشتر از
دکتر خبردار می‌شدم. 

دکتر می‌گفت برو واکسن بزن. آنجا متوجه شدم که علاوه بر ایدز،
همسرم هپاتیت هم داشته است و واقعاً شانس آوردم هپاتیت نگرفتم.

در بیمارستان کار می کردم به خاطر این بیماری اخراج شدم  فقط بگید چکار کنم