وجود ترنس ها را انکار نکنید!/ ترنس هم هست و هم نیست


می‌گل هشترودی-به گفته جامعه شناسان، ترنس ها در جرمی مقصر شناخته می شوند که هیچ نقشی در انجام آن نداشته اند و همین نگاه جرم انگارانه جامعه نسبت به آن ها باعث می شود که از جامعه جدا شوند. در یکی از قسمت های سریال خانگی گلشیفته، از ترنس ها با عنوان مسائل اخلاقی یاد می شود و این دقیقا نوع نگاه جامعه به این افراد است. جامعه ای که ترنس ها را مشکل اخلاقی و آسیب اجتماعی میداند و با همین دید نیز با آن ها برخورد می کند. اما واقعیت ماجرا این نیست. ترنس ها هم مثل بقیه انسان ها حق حیات و زندگی طبیعی و آرامش در جامعه دارند و خیلی از آن ها نیز بعد از عمل تطبیق جنسیت به زندگی طبیعی بر می گردند. زندگی که شاید از دید خیلی ها طبیعی نباشد و حتی شاید با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کنند اما می توان گفت این مشکلات در مقابل مشکلاتشان درزندگی قبل از عمل هیچ محسوب می شود. نگار یکی از ترنس هایی است که با عمل تطبیق جنسیت به زندگی طبیعی خود باز گشته است.

فتو لند-

زندگی در قالب مردانه کمی راحت تر است!

در اواسط دهه دوم زندگی خود عمل تطبیق جنسیت را انجام داده است. چند وقتی
رئیس انجمن ملال جنسیتی ایران بود اما این روزها مثل همه انسان های دیگر زیر همین آسمان
زندگی می کند و در شهر رفت آمد دارد. مثل سایر افراد از مترو و تاکسی و سایر وسایل
حمل و نقل عمومی استفاده می کند و معتقد است که نگاه جامعه نسبت به ترنس ها باید تغییر
کند در واقع باید به جامعه آگاهی لازم داده شود تا بتواند ترنس ها را بپذیرد. او به
عنوان  یک ترنس که هم زندگی در قالب یک مرد
را، و هم زندگی در قالب یک زن را  تجربه کرده
است می گوید: به نظر من در جامعه امروز ما واقعا زندگی در هیچ یک از قالب  راحت نیست. البته تعریف از راحتی خیلی متفاوت است
شاید لازم است ما تعریفمان از راحتی را تصحیح کنیم چون در جامعه امروز مرد یا زن بودن
خیلی در راحتی اشخاص تاثیری ندارد ولی باز هم با توجه به مسائل فرهنگی می توان گفت
زندگی در جسم مردانه شاید مقداری راحت تر باشد البته باز هم تاثیر به سزایی در موضوع
ندارد اما با این اوصاف من هیچ وقت از عمل تطبیق جنسیت خودم پشیمان نیستم چون این مسئله
برای ما ترنس ها چیزی نیست که از روی دل بخواهی یا از روی هوا و هوس و این گونه مسائل
باشد. این موضوع یک در گیری و بحران داخلی است که به قدری فرد را اذیت می کند و به
اصطلاح« جانش را به لبش می رساند» تا فرد تصمیم می گیرد که عمل تطبیق جنسیت را انجام
دهد. در حال حاضر در تشخیص پزشکی قانونی و روانپزشکان نیز بیش تر این اصل را مد نظر
قرار می دهند که فرد به مرحله ای رسیده باشد که دیگر توان تحمل این موضوع را نداشته
باشد بعد مجوز های تغییر جنسیت صادر می شود و اگر فرد واقعا ترنس باشد امکان ندارد
هیچ وقت از عمل تغییر جنسیت خود پشیمان شود. ممکن است بعضی وقت ها به دلیل ترد شدن
ها و یا مشکلات زندگی شخص مورد ناراحتی ها و آزردگی هایی قرار بگیرد و حتی ممکن است
به دلیل همین فشار ها دست به خود کشی بزند اما نمی توان گفت که فرد به دلیل این که
تغییر جنسیت انجام داده است خود کشی کرده است . نمی توان گفت عمل خود کشی نشان دهنده
پشیمانی فرد است، این عمل نشان دهنده وضعیت نا بسامانی است که برای این فرد به وجود
آمده است وگر نه ، اگر اوضاع مناسبی بود آن فرد هیچ وقت به خود کشی فکر نمی کرد
.

یک ترنس همیشه زندگی سختی خواهد داشت!

او درباره نحوه برخورد خانواده اش با این موضوع می گوید: زمانی که من مجوز
این عمل را گرفتم چند سال  طول کشید تا بتوانم
پدرم را راضی کنم. مادر من از ابتدا مشکلی با این موضوع نداشت اما کاری از دست او ساخته
نبود پدرم هم ناراضی نبود که بخواهد مرا اذیت کند. یعنی بعد از این که این اطمینان
را پیدا کرد که من یک ترنس هستم شرایط زندگی من آسان تر شد اما با عمل تغییر جنسیت
به این دلیل با مشکل روبه رو شد که ما قبل از این که من مجوز عملم را بگیرم ، برای
تشخیص با پدرم به مطب یکی از جراح ها در تهران مراجعه کرده بودیم. در مطب این دکتر
پدرم یک ترنسی را دید که به هر دلیل مجبور شده بود آرایش زیادی انجام دهد و پدر من
پیش خودش فکر کرده بود که من هم در آینده شبیه او خواهم شد به همین دلیل مخالف بود
البته صحبتی در این باره نمی کرد و من هم بیش تر صبر می کردم تا شرایط از همه نظر مهیا
شود چون در خانواده ما تا سال ها کسی در این مورد حرفی نمی زد . من خیلی بی سر و صدا  در حال انجام کار های مربوط به عملم بودم و مطمئنم
که پدرم هم می دانست که من در حال انجام اقدامات لازم جهت عمل تغییر جنسیتم هستم. ولی
در این باره حرفی زده نمی شد تا زمانی که قرار شد به مرحله اجرا برسد. با یک جلسه صحبت
کردن مشاوری که از بهزیستی آمده بود این موضوع برای پدرم هم حل شد و دیگر در این باره
مخالفتی نکرد
.

نگار درباره مشکلات ترنس ها می گوید: یک  ترنس همیشه زندگی سختی خواهد داشت و قبل و بعد از
عمل خیلی برای او تاثیری در اصل موضوع ندارد. تنها تفاوت قبل و بعد از جراحی در این
است که بعد از جراحی اومیداند چه کسی است و مشکلات هم به طبع در کنار او خواهند بود
اما قبل از جراحی در بلاتکلیفی است و هزار جور مشکل دارد
. البته نمی
توان گفت صرفا ترنس ها در جامعه امروزی مشکل دارند چون در حال حاضر همه با مشکل رو
به رو هستند اما یکی از مشکلات بزرگ برای ترنس ها آینده زندگی و مشکلات مالی آن ها
است. چون آن ها برای شغل دچار مشکل می شوند، از خانواده ترد می شوند و حتی ارتباطات
اجتماعی آن ها نیز محدود می شود و علاوه بر همه این ها گذشته شخص به طور کلی از بین
می رود و شخص دقیقا همان زمانی که عمل تطبیق جنسیت را انجام می دهد باید زندگی را از
صفر شروع کند. به همین دلیل با مشکلات فراوانی رو به رو خواهد بود اما نکته مثبت این
جاست که دیگر تکلیف این فرد مشخص است. در فرهنگی مثل فرهنگ ما که تقسیم بندی هایی مثل
زن و مرد وجود دارد زمانی که من نمی دانم زن هستم و یا یک مرد هستم نا خوداگاه در فشار
های روحی و روانی قرار می گیرم و وقتی تکلیف این موضوع مشخص می شود من می مانم و مشکلاتی
که برای همه وجود دارد
.

حمایت خانواده بسیار موثر است

او در ادامه توضیح می دهد: بزرگ ترین مشکلات ترنس ها  مشکلات اجتماعی است، با همه درد و رنج های جراحی
و مضرات هرمون تراپی باز هم می توان گفت بزرگ ترین مشکلات ما ترنس ها اجتماعی است.
حلال این موضوع هم پذیرش خانواده است. یعنی اگر خانواده پذیرشی در باره این فرد داشته
باشند و او را حمایت کند اجتماع نیز او را خواهد پذیرفت. من حتی زمانی هم که پدرم این
موضوع را نپذیرفته بود اما باز هم کل خانواده را جمع کرده و به آن ها گفته بود از این
به بعد هر رفتاری از بچه من دیدید اعتراضی نکنید من خودم به او این اجازه را دادم.
بعد از این که جراحی را انجام دادم پذیرش پدر و خانواده من باعث شد که من خیلی راحت
بتوانم در آن محیط روستایی که بودم رفت و آمد کنم و هیچ مشکلی با این موضوع نداشته
باشم. در واقع به طبع پذیرش خانواده من بود که همه جامعه روستایی ما، من را پذیرفته
و با جنسیت جدیدم مرا قبول کردند. الان سال هاست که من به آن روستا می روم و می آیم
هیچ مشکلی ندارم حتی هیچ کس تا به حال از من نپرسیده که چی شد؟ انقدر حمایت خانواده
می تواند تاثیر گذار باشد
.

نگار درباره نگاه جامعه نسبت به ترنس ها می گوید: برخورد ها زیاد خوب نیست
اما ریشه همه این برخورد ها در این ست که آگاهی وجود ندارد. یعنی قشری از جامعه که
دید مذهبی دارند نمی دانند که این قضیه با همجنسگرایی متفاوت است یا این که این موضوع
نوعی انحراف نیست. بعد دیگری از جامعه نیز روانشناسان ما هستند که اطلاعات کافی در
این باره ندارند و نمی دانند راه در مان این موضوع چیست و مسیر درمان به چه صورت است
و حتی نمی دانند با چه دیدی باید به این فرد نگاه شود. در واقع اکثریت جامعه آگاهی
ندارند و به همین دلیل هم برخورد های مختلفی در این باره وجود دارد. اما من در رابطه
با خودم هیچ وقت رفتار بدی در جامعه از کسی ندیده ام. خیلی ها وقتی زندگی من را شنیدند
گفتند زندگی تو یک معجزه در زندگی ترنس ها بوده است اما من میبینم که بچه های ترنس
خیلی در جامعه اذیت می شوند. البته من قسمتی از این اذیت شدن را به رفتار خود فرد ارتباط
می دهم. یک قانون در روانشناسی وجود دارد به نام قانون اثر متقابل، به این معنی که
من چه رفتاری می کنم که این رفتار را میبینم؟!شاید من آن رفتار هایی که بقیه انجام
می دهند را در جامعه انجام ندادم که رفتار های بدی هم با من صورت نگرفته است. خورده
ای به ترنس ها در این موضوع وارد نیست به همان اندازه هم خورده ای به جامعه وارد نیست.
چون جامعه نسبت به این موضوع آگاهی ندارد و به همان میزان ترنس ها فکر می کنند از یک
سری راه ها باید خودشان را اثبات کنند مثلا یک زن معمولی هیچ وقت احتیاج ندارد اثبات
کند که من یک زن هستم. ولی یک ترنس باید اثبات کند که من یک زن هستم و برای این کار
مجبور است به آرایش های بیش از حد روی بیاورد و همین موضوع نیز بیش تر جلب توجه می
کند. اکثر ترنس های ام تو اف ما قد های بلندی دارند و معمولا چهار شانه هستند حالا
این حالات ظاهری مردانه را بگذارید کنار آرایش های خیلی زیاد و زننده و پوشش های نا
متناسب با عرف. خوب معلوم است که این افراد بیش تر در اجتماع دیده می شوند. وگرنه من
سال هاست در تهران زندگی می کنم و  از مترو
و وسایل حمل و نقل عمومی هم به وفور استفاده کرده ام اما تا کنون با مشکلی مواجه نشده
ام
.

ترنس هم هست و هم نیست!

او در ادامه توضیح می دهد: من فکر می کنم بزرگ ترین منبعی که می تواند
درباره ترنس ها اطلاع رسانی کند صدا و سیما است. تا کی می خواهند ترنس را هم در جامعه
هم قبول کنند و هم قبول نکنند؟ در حال حاضر ترنس در جامعه ما هم هست و هم نیست!هم او
را قبول دارند و هم اورا قبول ندارند. یک رئیس جمهور ترنس را قبول ندارد اما در کابینه
اش می آید و به ترنس های خدمات درمانی و اجتماعی می دهد، یک رئیس جمهور ترنس ها را
قبول دارد اما این امکانات درمانی و خدمات اجتماعی را کم می کند. تا زمانی که صادقانه
و جرات مدارانه با این موضوع برخورد نشود ترنس همیشه  مشکل خواهد داشت. چون این موضوعی است که قانون ایران
آن را پذیرفته است، شرع نیز آن را پذیرفته و برای آن احکامی صادر کرده است. در حال
حاضر تنها عرف با آن مشکل دارد آن هم چون عرف، آگاهی لازم را در این زمینه ندارد. یک
تئاتری تازگی ها به اجرا در آمد به نویسندگی و کارگردانی ساناز بیان، اسم این تئاتر
آبی مایل به صورتی بود. این تئاتر 2 ماه تمام به اجرا در آمد و در این دو ماه هر شب
100 نفر را در سالن نمایش میخکوب می کرد. اگر برنامه هایی مثل این تئاتر در صدا و سیما
اجرا شود که به جای 100 نفر، میلیون ها انسان در باره وضعیت زندگی ترنس ها آگاهی پیدا
کنند بسیار موثر خواهد بود. مردم ما، مردمی نیستند که اگر آگاهی به آن ها برسد باز
هم انکار کنند. قانون و شرع نیز چون اطلاعات کافی در باره ترنس ها به آن ها رسید این
موضوع را پذیرفتند مسلما اگر این اطلاعات کافی به عرف جامعه ما هم برسد، عرف نیز خواهد
پذیرفت.  فعلا که صدا و سیما وظیفه اطلاع رسانی
خود را به خوبی انجام نمی دهد به نظرم بهتر است ترنس ها کمی بیش تر روی رفتارشان دقت
کنند و سعی کنند متناسب با فرهنگ جامعه جلو بروند . قرار نیست خواسته آن ها زیر پا
گذاشته شود و آن ها نادیده گرفته شوند ولی طوری باید در جامعه رفتار کنند که جامعه
کم تر آن ها را اذیت کند. جامعه متوجه رفتار های ما نمی شود فقط می بیند.  میبیند که ما چه رفتاری انجام می دهیم و بر اساس
همان دیده ها قضاوت می کند. شاید این نوع قضاوت غلط باشد اما چاره ای نیست ما باید
متناسب با فرهنگ جامعه رفتار کنیم و موضوع دیگری که می خواهم به آن اشاره کنم این است
که واقعا خانواده ها این افراد را درک کنند، چون اگر خود آن ها برای شرایط به وجود
آمده مقصر نباشند، خانواده ها به جدیت مقصر هستند در ایجاد این افراد. چون این موضوع
یک موضوع مادرزادی است و من که در آن نقشی نداشتم اما پدر و مادر من در آن نقش داشتند.
حتی اگر در بدترین حالت بگوییم مادرزادی نیست و اکتسابی است چه کسی من را تربیت و بزرگ
کرده است؟ این رفتار ها از کجا برای من کسب شده است؟ پس خانواده ها نقش دارند و نباید
مسئولیت خود را انکار کنند. برای کمک به ترنس ها هر کسی در جامعه باید مسئولیت خود
را بپذیرد. خانواده به اندازه خودش، ترنس به اندازه خودش، مسئولین به اندازه خودشان
و جامعه نیز به اندازه خودش
.

پرنده با پرنده باز با باز

او درباره زندگی مشترک برای ترنس ها می گوید: بزرگ ترین مشکل یک ترنس از
نظر من بعد از جراحی زندگی مشترک نیست. ترنس ها خیلی مشکلات دیگری هم دارند. برای مثال
ترنس ها همیشه باید تحت درمان هورمون تراپی باشد . متخصص غدد به اندازه کافی نیست و
ترنس ها مجبورند هر روز پیش یک دکتر نا آگاه بروند و مدام جان آن ها برای استفاده نا
درست هورمون ها در خطر است ، ترنس ها باید شغلی برای خود داشته باشند تا بتوانند از
پس مشکلات زندگی خود بر بیایند و این مسائل خیلی مهم تر از تشکیل زندگی مشترک است.
چون تا زمانی که فکرم از این لحاظ ها راحت نشده باشد و به آسایش خیال نرسیده باشم دنبال
زندگی مشترک نیستم.  برای زندگی مشترک هم باید
یک سری موضوعات را ما ترنس ها در نظر بگیریم. باید سطح توقعاتمان را پائین بیاوریم
در واقع به همان مثال قدیمی کبوتر با کبوتر باز با باز می رسیم. یعنی وقتی من خودم
یک نقص دارم و امکان بچه دار شدن را ندارم نباید توقع داشته باشم که یک غیر ترنس بتواند
بیاید زندگی اش را با من مشترک شود و نقص های من را بپذیرد. این اتفاق ممکن است بیوفتد
اما ممکن است هم استثنا باشد و هم پایدار نباشد. اما  وقتی من به دنبال یک رابطه و زندگی پایدار هستم
باید به این موضوع فکر کنم که با کسی مثل خودم زندگی کنم. البته انتخابم هم باید درست
و به جا و صحیح باشد.