مشکلات روابط در ایران و کج فهمی عشق بین جوانان ایرانی


 همگی ما با بهره گیری از توهم همه چیز دانی در پی آنیم تا با تجربیات قبلی خود و گاه تجربیات دیگران و بعضا با منطق سرامیکی خود که پازلی بی محتواست پی در حل و جلو بردن مسائل از جمله روابط خود داریم و هر یک تعریفی کلیشه ای و بدون تعمقی از عشق برای خود متصوریم و این مهم را با پرداختن به آهنگ های مبتذل و صرفا واژه های عوام پسند خلاصه میکنیم.

تعریفی که گاها نتیجه احساس آنی ما و یا برگرفته از ترشحات هورمونی می باشد. بدین ترتیب هیچگاه به خود فرصت دانستن با بنیه علمی ندادیم چرا که توهم همه چیزدانی پر عمقی در ما رسوخ کرده است و آن نتیجه ی عمری روابط مریض والدینیمان بود که هیچگاه نه در رابطشان و نه در کلامشان چیزی جز ترس از روابط با جنس مخالف عایدمان نکردند و همچنین در محیط جامعه و تفکیک جنسیتی در مدارس و نپرداختن به همچین مسائلی و عدم خطکشی درست بین روابط جنسی و روابط عاشقانه باعث شد که ماحصل آن در جامعه ایران  بازاریابی عشق و شکل معامله گرفتن آن بیشتر از هر جای دیگری به چشم خورد.

در این بازار گرم مبادله ی عشق خبری از شناخت خویشتن در سایه ی وصال نیست چراکه هدف ما چیرگی بر خود از پرتو عشق نیست بلکه چیرگی بر شخص مقابل و یا به اصطلاح معشوق و احساس قدرت بعد آنست. روابطی بی توزان و همواره با سایه ی سنگین غلبه بر دیگری و فائق آمدن بر همدیگر که همواره زیر نقابی از دروغ ها و نقشها پنهان میشود.

کلام کوتاه ما هیچگاه از موضع بلند توهم همه چیز دانی خود کوتاه نیامده ایم فارغ از اینکه عشق ورزی یک هنر است و نیاز به آموختن دارد و صرفا نباید با قوانین گره خورده با خشم، شهوت، تتفر و محبت حرکت کند و نیازمند بازنگری های جدی در این مهم می باشد. باری به هر جهت روابط در جامعه ی ما کلاف سردرگمیست که با اشتیاق و شور فراوان شروع میشود و در نهایت با تنفر شدید طرفین به پایان می رسد که نشان از مشکلات عدیده ای در روابطمان دارد.