فاجعه: ساختن یا رخ دادن؟


فاجعه است؛ اما فاجعه‌ای نه غیرقابل پیشبینی.
به تعبیر دیگر، فاجعه‌ای حتمی و قابل پیشبینی. جامعه، قانونمندی‌های خاص خود را دارد.

زمانی که خلاف چنین قانونمندی‌هایی عمل
شود، وقوع فاجعه، قابل پیشبینی است. متخصصین واقعی و آزاده – و نه مدرک‌داران در خدمت
توجیه منافع قدرت و اقتصاد – توانایی پیشبینی چنین عواقبی را دارند. جامعه ما هم از
این متخصصین، بهره‌مند بوده است. اما

از همان سال‌های گذشته تا کنون، بر هم زدن
منطق اجتماعی و حرکت بر خلاف قانونمندی‌های جامعه و منطق اجتماعی، با نقد و اعتراض
برخی از همین پژوهشگران روبرو بوده‌است. در موضوع چگونگی مواجهه با موضوع جنسی در جامعه،
بارها متخصصین هشدار می‌دادند که مواردی عدم ارائه‌ی آموزش‌های جنسی لازم به کودکان
(در همین فقره اخیر، با علم کردن ماجرای مخالفت با سند 2030 و موارد مشابه)، عدم برخورد
با مصادیق واضح آزار جنسی علیرغم خواست جدی جامعه، پنهان کردن آمارهای مربوط به آزار
جنسی،

تفکیک تمامی فضاهای فعالیت مشترک دو جنس از مدرسه تا برخی دانشگاه‌ها و برخی
فضاهای کاری، تأکید بر «تعهد» (تعهد به چه چیزی؟ به جامعه یا …) به جای به کار گماردن
نیروهای «متخصص»همه و همه ادامه یافتند تا امروز، نتیجه خود را در قالب چنین فجایعی
نشان دهند. ممکن است طراحان و مسوولین این روندهای نادرست، خود حتی از این فجایع شگفت‌زده
شوند. اما جامعه، قاعده‌مندی دارد. این مسائل، “نتیجه ناخواسته”ی بسیاری
از سیاست‌های غلط است
.

اگر سال‌هاست که برخی از متخصصین آزاده
و صاحب دانش، نسبت به پیامدهای ناشی از بن‌بست نسلی در مدیریت، فساد ساختاری، تخریب
محیط زیست، نابرابری‌های عمیق شده اقتصادی، و ده‌ها و صدها اقدام فاجعه‌آفرین دیگر
هشدار می‌دهند و هزینه هشدارهای خود را می‌پردازند، وقوع مسائلی از این دست به هیچ
وجه استثنایی و غیرقابل پیشبینی نیست. برای ایجاد این بحران‌ها، سال‌ها، ذره ذره، نفر
به نفر، انباشتی از منفعت‌طلبی‌ها و سودجویی‌ها در لایه‌های مختلف سیستم انباشت شده‌است.
با فرافکنی و “من نبودم”ها، مسأله حل نمی‌شود. تشدید می‌شود
.

امروز، مسئولان ذیربط همچنان این امکان
را دارند که سیاست‌های خود را اصلاح کنند. خوشبختانه همچنان هم فرصت هست. اما اراده
به تغییر را … نمی‌دانم. به هر حال فاجعه، رخ نمی‌دهد؛ ساخته می‌شود
.