طردم نکن خرد می شوم


صدای باز شدن گوشخراش در ندامتگاه شهر به گوش می رسد. مردی با شانه های ستبر و آرزوهای فراوان از آن طرف دیوار بزرگ و پر از سیم خاردار به این طرف دیوار می آید. نفس بلندی از ته قلب می کشد لبخند ملیحی بر لبانش نقش می بندد و به آزادی سلامی دوباره می کند. اما هر چه چپ و راست خود را نگاه می کند اثری از خانواده اش نمی یابد. کسی به استقبالش نیامده است. با خود فکر می کند شاید در خانه همسر و فرزندانم منتظرم هستند اما وقتی زنگ خانه اش را به صدا درمی آورد صدای غریبه ای را از پشت در می شنود که نه شبیه صدای همسرش است و نه شبیه صدای فرزندانش. آری خانواده اش در سه سالی که او به دلیل خطایی ناخواسته در زندان بود، از آنجا رفته اند.

وارد جامعه هم که می شود کسی او را نمی پذیرد همه گویی او را یک جانی بالفطره می بینند و همه از او گریزان هستند.

نه غذایی برای خوردن دارد نه سقفی برای استراحت، نمی تواند خیلی دوام بیاورد بعد از مدتی تحمل گرسنگی و بی پناهی ناخواسته آرام آرام شروع به سرقت از مغازه ها و جیب مردم می کند و این آغاز چرخه معیوبی است که بازمی گردد به زندان و باز دوباره و دوباره.

به گزارش خبرنگار قضایی ایرنا، شاید روزی که سنگ‌بنای نخستین زندان در جهان گذاشته شد، کسی فکر نمی کرد این کار جز بازدارندگی جرم اثر دیگری دارد.

اما این همه ماجرا نیست. مهمترین بخش داستان، تولد دوباره یک زندانی است و از لحظه‌ای آغاز می‌شود که او دیگر زندانی نیست و آزاد شده و چنانچه حامی یا آغوشی چون سنگری محافظ در انتظارش نباشد، سرگردان در جامعه‌ای رها می‌شود که در آن انسان‌ها باید برای بقا به هر دری بزنند. 

کاش این نگاه در جامعه وجود می داشت که «زندانی پس از آزادی دیگر مجرم نیست» که بخواهد در «زندانی بزرگتر» به نام جامعه حبس شود. او بعد از آزادی به خانه‌ای امن و کاری مناسب و شرافتمندانه نیاز دارد تا با احساس امنیت،‌ خود را دوباره پیدا و آزادی را تجربه کند.

زندانی فردی است که به علت زیرپا گذاشتن قوانین و مقررات حاکم بر جامعه مجرم شناخته شده و پس از صدور حکم قضایی برای گذراندن محکومیت و شرکت در فعالیت و برنامه های اصلاحی و تربیتی به منظور تغییر در نگرش و تفکر و بازپروری آنها جهت پذیرفتن قوانین و مقررات و هنجارهای اجتماعی و بازگشت به یک زندگی سعادتمندانه بعد از آزادی و اتمام محکومیت به زندان معرفی می شود.

در تحقیقی که از 350 زندانی در بندرعباس درباره میزان ارتباط امید ببین زندانیان آزاد شده و بازگشت مجدد آنان به زندان انجام شده است، رابطه معناداری بین امید بازگشت به جامعه زندانیان با تعامل زندان، نوع جرم ارتکابی زندانیان، کنترل های اجتماعی بر مجرمان، سوابق کیفری زندانیان و تعهد به امور جاری زندگی و خانواده مشاهده شد، یعنی نبود حمایت از مددجویان آزاد شده و خانواده آنان که به طور عمده به دلیل مشکلات و نیازهای اقتصادی و اجتماعی، مرتکب جرم می‌شوند، مسائل و مشکلاتی را برای جامعه به همراه دارد که مهمترین آن، بازگشت مجرم به ارتکاب جرم و به تبع آن رفتن مجدد به زندان است.

با توجه به پژوهش‌های انجام شده در صورت بی‌توجهی به خانواده زندانیان و زندانیان آزاد شده، آنان ظرفیت بالایی برای گرایش به جرایم داشته و همسر و فرزندان زندانیان سابق می‌توانند نامزدهای بعدی ورود به زندان باشند. شاید به همین دلیل است که مهمترین تفاوت مددجویان سازمان زندان‌ها با مددجویان سازمان‌هایی چون بهزیستی این است که مددجویان آزاد شده از زندان آسیب‌دیده، آسیب‌پذیر و آسیب‌رسان هستند. 

از دیگر مسائل و مشکلات موجود در میان مددجویان آزادشده از زندان، نبود پذیرش اجتماعی آنان است چرا که اغلب زندانیان بعد از تحمل کیفر و اصلاح و بازتوانی اجتماعی و شخصیتی تمایل به بازگشت به خانواده و محیط اجتماعی داشته‌اند ولی از سوی خانواده دست رد بر سینه آنها زده شده و این عامل موجب ارتکاب مجدد آنان به جرائم شده است. 

* 40 درصد زندانیان بدون حامی به زندان بر می گردند

بر اساس آمار و اطلاعات به دست آمده، کمتر از 5درصد زندانیان آزاد شده‌ای که زیرپوشش حمایتی بعد از خروج قرار دارند، دوباره به زندان بازمی‌گردند که این رقم در بین زندانیان آزاد شده‌ای که زیرنظر مراقبت بعد از خروج قرار ندارند به 40درصد می‌رسد.

* سابقه دار بودن، شرط استخدام برخی شرکت ها

حجت الاسلام هادی صادقی، معاون فرهنگی قوه قضاییه در گفت وگو با خبرنگار قضایی ایرنا با تاکید بر اهمیت بازاجتماعی کردن زندانیان می گوید: برای باز اجتماعی کردن زندانی ها، فعالیت هایی در خود سازمان زندان ها و زندان ها صورت می گیرد؛ زندان ها برنامه های فرهنگی و متنوع زیادی دارند اما این کافی نیست چون امکانات کافی نیست.

معاون فرهنگی قوه قضاییه خواستار تغییر نگرش ها نسبت به زندانیانی شد که دوره محکومیت خود را سپری کرده اند و از حبس آزاد شده اند و ادامه می دهد: نگرش ها باید تغییر کند و همه در این بازاجتماعی کردن کمک حال سازمان زندان ها باشند.

صادقی یکی از کارهای خوب در بازاجتماعی کردن زندانیان را کمک کردن در بازنگشتن زندانیان آزاد شده به زندان می داند و می گوید: یکی از شرایط جذب استخدام در تعداد معدودی از شرکت های نوپا این است که افراد سابقه دار باشند تا دوباره به خلاف برنگردند؛ این کار بسیار خوبی است و توصیه می کنم شرکت های دیگر همین رویه را در پیش بگیرند.

* زندان نباید افراد را از حقوقشان محروم کند

اصغر جهانگیر، رئیس سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور در گفت وگو با ایرنا بسیاری از زندانیان را مغلوب برخی پدیده های اجتماعی می داند و براین باور است اگر ما هم در این مسیر قرار می‎‎گرفتیم، ممکن بود دچار لغزش شویم، از این رو باید با استفاده از راهکارهای اصلاحی و تربیتی، زمینه بازگشت سعادتمندانه زندانیان به جامعه را فراهم کنیم.

او با بیان اینکه زندان پایان زندگی نیست بلکه زندان، تولد یک زندگی دوباره است، ادامه می دهد: باید بپذیریم همه دستگاه‌ها در قبال بروز جرائم به نوعی مسئول هستند و بدین ترتیب، کامل شدن روند اصلاح و تربیت، مستلزم همکاری و همدلی سایر دستگاه‏‏‌هاست.

جهانگیر هدف سازمان زندان ها را نه فقط نگهداری صرف زندانیان بلکه بازسازی شخصیت اجتماعی افراد و بازاجتماعی کردن آنها عنوان می کند و می گوید: افرادی که در جامعه زندگی می کنند حق حیات دارند. نباید کسی به صرف زندانی شدن از حقوق اجتماعی خود محروم شود؛ اگر این اتفاق بیفتد عملا راهی جز بازگشت دوباره به بزهکاری ندارد.

رئیس سازمان زندان ها در صورت نیاز خواستار اصلاح برخی قوانین درباره برخورد و تعامل با محکومانی شد که دوران محکومیت را سپری کردند و درباره تاثیر مساجد و هیات های مذهبی تصریح می کند: مسجد به عنوان کانونی که هم انقلاب از این کانون شروع شده و هم ذخیره ای برای استمرار انقلاب است می تواند در بازسازی شخصیت زندانیان و خانواده های آنان بسیار موثر باشد و اگر تلاش کنیم در مساجد حضور قوی داشته باشیم حتما متولیان مسجد با ما همکاری خواهند داشت.

جهانگیر می گوید: شاید این مشکل به ضعف کاری ما برمی گردد که تا کنون این اطلاع رسانی ها و پیگیری ها را خوب انجام ندادیم تا مردم به جامعه ناتوان آسیب دیده و آسیب خورده ای کمک کنند که به نوعی مرتکب تخلفی شده اند و دوران محکومیت خود را سپری کرده اند.