دوره گذار از کودکی به بزرگسالی/از چاله به چاه افتادگان


دوره گذار از کودکی به بزرگسالی، به لحاظ تغییرات هرمونی، دوره ای است که نوجوان به دنبال کسب هویت فردی و اجتماعی خود، میل به استقلال و مخالفت با اطرافیان پیدا می کند. در این گذار، همراهی و همیاری خانواده و جامعه نقش تعیین کننده ای در هدایت نوجوان یا بزهکاری او دارد.

فتو لند-اخبار و حوادث درگیری های لفظی، نزاع های خیابانی، برخوردهای فیزیکی میان
نوجوانان با همسالان خود یا با خانواده که گاه به جنایت و فرجام به
دارآویخته شدن می انجامد، حکایت از وجود عللی دارد که بر افراد جامعه اثر
می گذارد و آنان را به سوی بزهکاری، ناسازگاری و ناهنجاری سوق می دهد.
اقدام به اعمالی برخلاف موازین و قوانین و معیارهای ارزشی و فرهنگی جامعه
که در صورت ارتکاب، به موجب قوانین قصاص، دیات، حدود و تعزیرات دارای
مجازات است.
بزهکاری منحصر به طبقه خاصی نیست ولی به باور جامعه شناسان، میزان آن در طبقه های پایین اجتماع بیشتر است.
البته
آمار و ارقامی از سن آغاز بزهکاری و ناهنجاری در جامعه وجود ندارد و برخی
آمارها، حکایت از کاهش سن بزهکاری تا 14 سالگی دارد و برخی دیگر این آمارها
را غیرواقعی و سیاهنمایی عنوان می کنند. با این وجود، تکرار حوادث گوناگون
را نمی توان نادیده گرفت چرا که زنگ خطری را به صدا درآورده که ضرورتِ
یافتن راهکاری برای پیشگیری از سونامی بزهکاری و اعتیاد را دوچندان کرده
است.

**نقش خانواده در بالفعل شدن بزهکاری نوجوانان
نوجوانی که
در سایه هیاهوی زندگی صنعتی و گسترش فضاهای ارتباطی، دچار اضطراب روحی و
تشویش باطنی شده است، با کوچکترین تلنگری از سوی خانواده و همسالان، به
ورطه مخاطره آمیزی کشانده می شود که گاه برای رهایی از این فضا اقدام به
اعمالی برخلاف موازین اخلاقی، فرهنگی و قانونی می زند که در زمره بزهکاران
به شمار می رود.
خانواده به عنوان نخستین پایگاه و الگوی تربیتی، نقش
بسزایی در ایجاد یا سرکوب بزهکاری در نوجوانان بر عهده دارد. احساس تبعیض،
محرومیت از محبت والدین و مورد خشم و خشونت قرار گرفتن، سبب ایجاد
پرخاشگری، عقده، نفرت و بدبینی در نوجوانان می شود.
فاصله نسلی به
واسطه اختلاف سن والدین و فرزندان هم از جمله مواردی است که زمینه ساز
اختلاف نظر، تضادهای فکری و ذهنی و زیر سوال رفتن ارزش های خانوادگی توسط
فرزندان می شود. والدین به دلیل قرار داشتن در نسلی متفاوت از نسل
نوجوانان، نمی توانند وظایفی را که از نظر تربیت فرزندان بر عهده دارند به
خوبی به عمل آورند و آنان را برای یک زندگی سالم و پایبند به مقررات و ارزش
های اجتماعی بارآورند.
کم رنگ شدن مذهب و افزایش انحراف اخلاقی والدین
یا یکی از اعضای خانواده هم ارتباط مستقیمی با انحراف کودکان و نوجوانان
دارد، خانواده ای که بر اثر اعتیاد به الکل یا موادمخدر به فساد کشیده شده
است نه تنها نمی تواند کودکان سالمی پرورش دهد بلکه رفتار و ویژگی آنان
الگویی می شود برای کشانده شدن فرزندان به سوی ناسازگاری ها و انحراف های
گوناگون. در این میان، گسستگی خانوادگی ناشی از طلاق و جدایی هم تشدید
کننده رفتارهای ضد اجتماعی نوجوانان خواهد بود.

**گروه همسالان، تشدید کننده ناهنجاری نوجوانان
نوجوانی
حساسترین دوره زندگی است که شخصیت اجتماعی فرد در آن شکل می گیرد و بر این
اساس، رفاقت نقش عمده‌ای در اجتماعی شدن او ایفا می‌کند. دوستان و همسالان
به نوعی خالق ایجاد شخصیت اجتماعی نوجوان هستند زیرا آنها در معاشرت با
یکدیگر در مورد افکار و عقاید خود آزادانه گفت وگو و توانایی‌ها و
قابلیت‌های خود را ابراز می‌کنند و بر تصمیم گیری ها تاثیر می گذارند.
در
این میان، نوجوانی که در فضای بسته خانواده، جایی برای ابراز وجود و زبان
مشترکی برای گفت و گو با والدین ندارد، در جاده زندگی به برخی دوستان و
گروه همسالان روی می آورد تا هویت فردی و اجتماعی خود را بازیابد.
برای
پذیرفته شدن در میان همسالان، بدون در نظر گرفتن ارزش های خانوادگی و عرف
اجتماعی، برای اثبات توانایی خود سراپاگوش می شود و هر آن چه به او دیکته
می شود را بدون خط خوردگی اجرا می کند. غافل از این که حس کنجکاوی و تحرک
در کنار تنوع و هیجان، فرد را مستعد هرگونه اعمالی خلاف اصول اخلاقی و
ارزشی می کند که گاه نتیجه ای جز افتادن در خط پایان زندگی ندارد.
همچنان
که در میان اخبار و حوادث، نوجوان خاطی وقتی در برابر قانون قرار می گیرد
علت اصلی شروع بزهکاری خود را تشویق همسالان و نبود نظارت والدین بر رفت و
آمدهای فرزند عنوان می کنند. نوجوانی که در مسیر زندگی مهارت «نه» گفتن را
نیاموخته و نمی تواند دست رد به سینه پیشنهادات نامتعارف می زند .

** آموزش مهارت ها در کنار نظارت
بزهکاری
و اعتیاد که با عنوان رفتارهای پرخطر نوجوانان یاد می شود، دو قلوهای نحس و
شومی هستند که در سایه نبود آموزش مهارت های زندگی، عدم اعتماد به نفس و
فضای رشد نامناسب، زاییده می شوند و افراد را تا مرز نیستی و نابودی می
کشانند.
نوجوانی که در چنگال اعتیاد گرفتار و از سوی خانواده هم حمایت
نمی شود، برای تامین پول خرید مواد مخدر به هر نوع بزهکاری روی می آورد؛
موضوعی که تنها با تدوین برنامه های مناسب در جهت آموزش فرزندپروری به
والدین و بالفعل شدن مهارت های زندگی می توان از گسترش آن جلوگیری کرد.
افزایش
آگاهی دانش آموزان در زمینه های خودشناسی و مقاومت در برابر رفتار ضد
اجتماعی و فشار همسالان و ایجاد فضاها و تفریحات سالم به منظور تسکین روح و
روان نوجوانان نیز از جمله مواردی است که مانع به بطالت رفتن زمان و وقت
گذرانی های بیهود آنها می شود.
همچنین برنامه هایی نظیر جمع آوری، طبقه
بندی، ساماندهی نوجوانان معتاد بزهکار و تشکیل پرونده های روانی رفتاری
برای آنان، آموزش های فنی و حرفه ای در جهت اشتغالزایی، کنترل و نظارت بعد
از خروج از مراکز درمانی یا زندان هم از جمله بهترین راه های پیشگیری و
مقابله با بزهکاری است.
ایجاد اصلاحات و لوایح قانونی حمایتی هم
ساختاری است که به پیشگیری از اشاعه بزهکاری نوجوانان کمک می کند. موضوعی
که با بهره جویی از تجربه سایر کشورها می تواند موثر باشد. به عنوان مثال
انگلیس، اسپانیا و همچنین هلند، تاکنون مجموعه ای از تدابیری علیه بزهکاری
اطفال اتخاذ کرده اند که از آن جمله می توان به گسترش ضمانت اجراهای جدید،
کوتاه کردن مدت زمان آیین دادرسی و همکاری تمام نهادهای مرتبط با مبارزه
علیه بزهکاری اطفال، اشاره کرد. همچنین در قانون انگلیس و لایحه قانونی
پیشنهادی اسپانیا مواردی شامل مقرراتی برای مسوول نمودن والدین کودک هم
تعبیه شده است.
همکاری و همیاری سازمان های مردم نهاد و مسوولان مرتبط
در کنار تقویت تشکل های دانش آموزی و دانشجویی برای آموزش نوجوانان و
آگاهسازی جامعه هم راهکار دیگری برای جلوگیری از اشاعه بزهکاری است.