تجربیات ناموفق گذشته ، پلی برای موفقیت آینده


از زمانی که یادم میاد و خودم رو شناختم دوست داشتم جیب هایم پر پول باشه . یادم میاد زمانی که کلاس اول دبستان با اینکه هیچ مشکل مالی در خانواده نبود ، جلوی درب خونه با کمک پدر بزرگم شانسی و بلال می فرختم . شب که می شد دوستان و خانواده رو مهمون می کردم به شامی که از پول آن روز کسب کرده بودم . کم کم با این پول ها برای خودم یک فروشگاه پوشاک راه انداختم . و فرشگاه بزرگ تر بزرگتر شد ، دوره نوجوانی هم درس را ادامه دادم و هم ورزش حرفه ای کشتی را انجام دادم و هم کاسبی می کردم.

شم اقتصادی پدر بزرگم و فضای خانواده باعث شده
بود که دنبال راه های متفاوت برای کسب درامد باشم . زندگیم شده بود فعالیت در سه
بخش درس ، ورزش و کسب و کار ، صبح ها از ساعت 5 به سمت دانشگاه دماوند می رفتم تا
ساعت 4 و بعد از ظهر ها از ساعت 4 تا 8 درب مغازه بودم و بعدشم تا 11 شب تمرین
کشتی می کردم .بخش ورزشی زندگیم پر رنگ تر شده بود تا جایی که
باعث شده بود کمی از کسب و کارم دورتر بشم . در آن زمان مغازه ام در نازی آباد بود
و لباس های اسپورت مردونه می فروختم . دو فروشنده برای کمک در کارم گرفته بودم .

در کنار فروش محصولات در مغازه ، ارتباط با همه
را خوب یادگرفتم و تونستم با همه گرم و صمیمی باشم . در کنار کار اصلی ، بعضی موقع
مثل شب عید محصولاتم رو به صورت دستفروشی می فروختم تا سود بیشتری کسب کنم . یادم
میاد خبر قبول شد کارشناسی ارشدم را ساعت 12 شب هنگامی که داشتم دستفروشی می کردم
بهم دادن .زمانی که در دانشکده کارافرینی شروع به تحصیل
کردم تمامی تجربیاتم در قالب علمی قرار گرفت و به ذهنم چارچوب خاصی داد. 

برای کسب
درامد بهتر تدریس در دانشگاه های مختلف رو هم شروع کردم .به جرات می توانم بگویم
فروشندگی تاثیر مستقیمی در بهتر تدریس کردن مباحث بازاریابی و فروش و کارافرینی
داشت . همزمان توانستم چندین عنوان قهرمانی در ورزش کشتی برای دانشکده ام در سطح
ملی کسب کنم . در دوران تحصیل چندین ایده به ذهنم رسید که با برخی از دوستان تا
قسمتی از کار جلو رفتیم اما چون کار کمی خام بود و نیازهای اساسی را پوشش نمی داد
با مشکل مواجه شد و نیمه کاره ماند . 

چیز اساسی که من در این دوران بدست آوردم
تجربه گرانبهایی نسبت به پرورش و راه اندازی این ایده ها بود . از طرفی استفاده از
افراد صاحب علم و تخصص در انجام کار ، یکی از مهمترین مولفه های موفقیت من بود .یکی از مواردی که من هیچگاه از آن به عنوان شکست
یاد نمی کنم تجربیات ناموفق گذشته بود . ایده های متفاوتی رو خودم به صورت شخصی و
در خیلی از مواقع به صورت شخصی و در خیلی از مواقع به صورت تیمی پیاده سازی کردم
اما هیچ گاه به موفقیت دست پیدا نکرد . یکی از مهمترین دلایل ازدید خودم نشناختن
نیاز بود . 

اشتباه ابتدایی من این بود که اول ایده را پیاده می کردم بعد تازه
دنبال بازار یا مشتری می گشتم ، این قضیه منو خیلی خسته می کرد و به جایی می رسیدم
که عملا اونکار را رها می کردم . بعدها متوجه شدم که باید بشناسم و بعد برای پوشش
این خواسته ها قدم بردارم. نحوه انتخاب بهترین نیازها یکی از موفق ترین تجربیاتم
بود به طوری که الان دید مناسبی به بازار و مشتری پیدا کرده ام .بعد از اتمام تحصیل رویکرد کارآفرینی را در ورزش
به پیش بردم . 

مخصوصا در ورزش کشتی چندین مسابقه با روش های نوین در سطح تهران و
کشور برگزار کردم و با حضور تمامی قهرمانان و رسانه ها جایگاه مناسبی را پیدا کردم
. در همان زمان به عنوان دبیر هیات کشتی تهران معرفی شدم . همیشه انرژی و نیروی
خاصی داشتم که یاعث تلاش بیشترم می شد.