بحرانی جنسی (بحران خجالتی)


  1.  نمی شود در موردش آمارهای قطعی داد و نمی شود در موردش با کسانی که این مشکل را دارند مصاحبه تلويزیونی گرفت. نمی شود در مورد روسپیگیری سازمان یافته در همین تهران خودمان گزارش خبری در 20:30 تهیه کرد و اتفاقا این مسایل، مسایلی هستند که مغفول می‌مانند و بنیان‌های یک جامعه را از درون می خورند. واقعاً وضعیت اسف‌بار است و این مساله باید به یکی از پنج مساله اصلی کشور تبدیل شود. بعید می دانم با استفاده از تحلیل محتوای سخنان مدیران ارشد، بتوان بیش از 1% توجه، اهمیت و تکرار این موضوع را تایید کرد. به این واقعیت ها توجه کنید.

1. نسبت طلاق از یک طلاق به ازای هر 10 ازدواج در سال 82 به یک طلاق به ازای هر 5 ازدواج در سال 92 رسیده که آمار نگران کننده ای است. طی 18 سال گذشته رشد طلاق 4/2 برابر رشد ازدواج بوده است.
2. بر اساس یک برآورد کارشناسی به ازای هر طلاق رسمی در کشور 2 طلاق عاطفی داریم! (حتی اگر نسبت یک به یک هم باشد خیلی وضعیت مناسب نیست).
3. 30% از جوانان ایرانی ساکن کلان شهرهای زندگی مجردی را انتخاب کرده‌اند. طبق اظهار نظر وزارت ورزش و جوانان ایران در سال 1391، در شهرهای بزرگ بین 25 تا 30 درصد جوانان زندگی مجردی دارند.
4. میانگین سن ازدواج در حال حاضر در کشور برای مردان 27.8 و برای زنان 23.1 است .آمارها نشان می دهند که در ایران فاصله بین سن بلوغ تا ازدواج بیش از 12 سال به تاخیر افتاده است. به این مساله این را هم اضافه کنید که سن بلوغ و یا آگاهی جنسی پایین آمده است. یعنی گاهی پسران و دختران قبل از بلوغ جنسی، به آگاهی جنسی می رسند. در سال 1365، میانگین سن ازدواج برای مردان 23.6 و زنان 19.8 بوده است.
5. بر اساس گزارش روزنامه گاردین از ایران؛ تامین یک جهیزیه کامل برای خانواده های ایرانی مبلغی بین 40 تا 100 میلیون تومان (16 تا 40 هزار دلار) هزینه دارد و این در حالی است که متوسط درآمد ماهانه یک خانوار ایرانی 500 دلار است.
6. بر اساس مطالعه تحقیقاتی دانشگاه شهید بهشتی در سال 2009 افزایش هزینه های ازدواج بیش از 70 درصد در کاهش تمایل جوانان ایرانی برای تشکیل خانواده و ازدواج موثر بوده است.
7. جمعیت 11 الی 13 میلیونی جوانان در سن ازدواج!

اگر همین وضعیت و روند ادامه پیدا کند پیش بینی می شود که دچار معضلاتی جدی شویم. تبعات بحران جنسی این موارد خواهد بود:
1. نهادینه شدن چهار پدیده رقیب تشکیل خانواده (ازدواج سپید، روسپیگری وفحشا و ازدواج های خیلی موقت (یک ساعته!) و روابط آزاد جنسي(فرازناشویی)).
2. ایجاد سرخوردگی روانی- اجتماعی با توجه به تأخیر در ازدواج و افزایش میانگین سن ازدواج با گذر عمر جوانان خاصه در دختران. شوربختانه این آمار رو به افزایش است. یأس از ازدواج زمینه را برای راه‌های ناهنجار رفع نیاز جنسی فراهم می‌کند و مصونیتی را که فرد بر اثر داشتن خانواده دارد از وی می‌گیرد.
3. کاهش امنیت اجتماعی (شیوع بیشتر مزاحمت های ناموسی و تجاوز به عنف)
4. کاهش بهره‌وری و تولید به خاطر سه معضل فوق الاشاره (مشاهده می‌شود که این مساله هم ریشه‌های اقتصادی دارد و هم عواقب اقتصادی).