آیا انقلاب جنسی در راه ایران است؟!/ آژیر قرمز بحران جنسی به صدا در آمده است


می‌گل هشترودی_با یک نگاه کلی در فضای مجازی متوجه می شوید که آن چه زیر پوست جامعه در جریان است با آن چه که بیرون جامعه به ما نشان می دهد متفاوت است. افراد مشهور یا به اصطلاح خودشان « شاخ های مجازی» روابط آزادانه خود را بدون قید و شرط به فریاد می زنند؛ در واقع در عصر حاضر، رابطه جنسی به یک عامل هویت‌بخش تبدیل شده است به طوری که در برخی از اقشار جامعه از رابطه جنسی چنان قبح‌زدایی شده که برخی برای نشان دادن هویت خود، از رابطه‌شان با دیگران پرده برمی‌دارند. از طرف دیگر نشان دادن اندام و بدن نیز تبدیل به عامل هویت‌بخش شده است؛ به عبارتی بدن و پوشش به سرمایۀ اجتماعی تبدیل شده است. خیلی از روانشناسان و آسیب شناسان این نقطه را شرروع انقلاب جنسی می دانند و خیلی ها نیز بر این باورند که جامعه کنونی ما دچار بحران جنسی شده است. اما انقلاب جنسی چیست و یک جامعه چه زمانی به سمت انقلاب جنسی می رود؟

فتو لند-

انقلاب
جنسی از کجا آغاز شد؟

انقلاب جنسی” یا
“انقلاب سکسی” به تحولی تاریخی اطلاق می‌شود که اخلاق و هنجارهای مربوط
به مناسبات جنسی را دستخوش تغییرات اساسی کرد. در نتیجه این انقلاب که از دهه
۱۹۵۰ در اروپا و آمریکا شروع
شد از مباحث و مسائل جنسی تابوزدایی شد.
به لحاظ نظری، اصطلاح “انقلاب
جنسی” یا “انقلاب سکسی” ساخته روانکاوی به نام ویلهلم رایش است.
ویلهم رایش دانشمندی اتریشی بود که در سال
۱۹۳۶ کتاب معروفی با عنوان “سکسوالیته در
نبرد فرهنگی” نوشت. به عقیده رایش، غرایز
جنسی جزئی مهم از سازو کار جسمی و روانی انسان است. از همین رو، اخلاق دوگانه و
سرکوب این غرایز به اختلالات رفتاری و شخصیتی می‌انجامد که نتیجه آن معمولا یأس و
دلمردگی یا رفتارهای تهاجمی است، یا در شکل تمایل به اعمال اقتدار، خشونت پنهان و
ایجاد سلسله مراتب بروز پیدا می‌کند
.

علاوه بر آرا و نظرات
رایش، تئوری‌ها و تحقیقات میدانی آلفرد کینزی، پژوهشگر آمریکایی، نیز در پدید آمدن
انقلاب جنسی نقشی عمده داشت
.  کینزی استاد دانشگاه ایندیانا بود و به رغم آن که تخصص
اصلی‌اش حشره‌شناسی و جانورشناسی بود، به مطالعه روابط و تمایلات جنسی انسان‌ها پرداخت.
او در سال
۱۹۴۶ مؤسسهٔ پژوهشی
“سکس، جنسیت و تولید مثل” را در دانشگاه ایندیانا بنیان نهاد. امروزه او
به‌عنوان پدر علم سکسولوژی در جهان شناخته می‌شود
. یکی از مباحثی که کینزی به آنها پرداخت،
مطالعه درباره عادات جنسی‌ای بود که بشر به دلیل شرایط اجتماعی‌اش مجبور به کنار
گذاشتن آنها شده بود. حاصل این مطالعه و پژوهش‌های تجربی که نحوه انجام آنها در
برخی موارد با انتقادهای شدیدی روبرو بود در دو کتاب یاد شده کینزی بازتاب یافته
است
.

در کنار عرصه نظری، وارد
شدن قرص ضدبارداری به بازار نیز از عوامل اصلی در بروز انقلاب جنسی بود. گرچه
کاندوم و برخی دیگر از وسایل ضدبارداری تا سال
۱۹۶۰ ولو به میزان محدود رواج
داشتند، ولی قرص ضدبارداری منشا تحولی عظیم در مناسبات جنسی انسان‌ها شد. با خوردن
قرص دیگر نیازی به انجام اعمال مکانیکی یا برنامه‌ریزی‌شده دیگر مانند کار گذاشتن
حلقه‌های مسی (زنان) یا استفاده از کاندوم (مردان) نبود. این قرص که از سال
۱۹۶۰ در آمریکا اجازه فروش
یافت بیش از هر وسیله دیگری زنان را از مقدرات بیولوژیک رها ساخت، لذت جنسی را به
امری مستقل بدل و آن را از مسئله تولید مثل جدا کرد
.

قرص ضدبارداری رابطه پیش
از ازدواج و بدون ازدواج را بسیار آسانتر کرد و مناسبات جنسی همسران را وارد مرحله
راحت‌تری ساخت. این قرص به زنان آزادی عملی بی‌سابقه‌ای در مناسبات جنسی‌اشان داد
و باعث دگرگونی جامعه، تغییرکلی وضعیت زنان و در نهایت منجر به انقلابی در رابطه
جنسی مرد و زن شد. این روند بسیاری از ارزش‌های قدیمی در مناسبات جنسی و درک و فهم
سنتی از چارچوب‌های مناسبات زن و مرد را به چالش گرفت که درگیری بین ‌نسل‌ها و به
خصوص مخالفت‌های شدید کلیسا با این تحولات از نمادهای آن بود
.

اما جا افتادن و گسترش
انقلاب جنسی بدون جنبش
‌۱۹۶۸ و تحرکات قبل و بعد از
آن کمتر قابل تصور است. فعالان و همراهان این جنبش‌ها از یک سو علیه ارزش‌ها و
ساختارهای اجتماعی و فرهنگی متصلب‌شده پدران خود قیام کرده بودند، زیرا بروز خشونت
و جنگ را ناشی از این ساختارها می‌دانستند .

انقلاب جنسی در ایران؟!

بر اساس پژوهشی که سال ۱۳۸۵ در تهران انجام شد، بیش از ۲۷.۷ درصد پسران با جنس مخالف
ارتباط دارند از این تعداد
۵۷ درصد اولین تجربه جنسی خود را در سن ۱۵ سالگی داشته‌اند، همچنین ۱۳ درصد دختران دبیرستان‌های دولتی تهران
رابطه جنسی را تجربه کرده‌اند
.

بر اساس
این پژوهش
۳۸ درصد دانشجویان متاهل تجربه رابطه با
همسرشان را پیش از ازدواج گزارش کرده‌اند که
۱۰ درصد از این تعداد رابطه پیشرفته جنسی
داشته‌اند،
۲۹.۵ درصد از دانشجویان متاهل اعلام کرده‌اند
که با غیرهمسرشان رابطه دوستی دارند و
۸ درصد نیز اعلام کرده‌اند که با غیرهمسرشان
رابطه جنسی نیز دارند، در واقع این پژوهش اجتماعی خبر از شیوع رابطه جنسی در ایران
می‌دهد، رابطه‌ای که به نظر می‌رسد در
۱۰ سال اخیر چند برابر بیش‌تر از قبل شده است.

ایران از
دهه هفتاد به بعد با کاهش شدید بعد خانوار، وارد بحران جنسی شد، با توجه به
آمارهای منتشر شده، در دهه
۶۰، متوسط فرزندان در خانواده‌های ایرانی ۶.۴ بود، در صورتی که این آمار در دهه هفتاد
به زیر چهار رسید و اکنون این آمار به
۱.۷ رسیده است همچنین طبق تحقیقات چند سال پیش
دانشکده علوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی تهران مشکلات جنسی در
۶۰ تا ۷۰ درصد طلاق‌ها حرف اول را می‌زند،
آمارهایی که اگرچه در سال‌های اخیر به روز نشدند تا بیشتر شدن آن تائید
شود، اما نگاهی به آمار بالای طلاق بین زوج‌هایی که هنوز یک سال از زندگی مشترکشان
نمی‌گذرد تا حدی گواه بحران جنسی است
.

به گفته روانشناسان، بحران جنسی مقدمه
انقلاب جنسی است، در واقع انقلاب جنسی زمانی برای آزادسازی جنسی است که کلیشه‌های
سنتی جنسی جامعه به پارامترهای دیگری تبدیل شود و هنوز این اتفاق در ایران نیفتاده
است
. در واقع می توان گفت ازدواج
سفید، عدم تمایل زوجین به فرزندآوری یا تک‌فرزندی، سقط جنین، خیانت، تمایل ارتباط
با حیوانات، همجنس‌گرایی و تمایل به انواع جراحی‌های پلاستیک از ویژگی‌های شیوع
بحران جنسی در کشور است
. برخی از کارشناسان حوزه
اجتماعی نیز بحران جنسی را محصول انباشته شده آسیب‌های جنسی می‌دانند و معتقدند که
سازمان‌های اجتماعی هنجار درستی برای نیاز جنسی تعریف نکرده و اکنون جامعه با
وضعیت به هم ریخته‌ای روبرو است
.

زهرا لاهیجانیان، کارشناس آسیب‌های اجتماعی
در این باره می‌گوید:
 وقتی توجه به رژیم‌های لاغری اندام مهم
شود، یعنی التهاب بحران جنسی روز به روز بیشتر می‌شود
. در
کشورهایی مثل کره، ژاپن و آمریکا که دچار انقلاب جنسی شده‌اند دستاوردهای هنری و
تاریخی جنسی در موزه‌هایشان وجود دارد، در صورتی‌که این اتفاقات در ایران نیفتاده
است و اگر این اتفاق بیفتد تقدس‌زدایی می‌شود همانطور که در حال حاضر بسیاری از
افراد هم مقدسات را انجام می‌هند و هم رابطه جنسی آزادشان را دارند و این موضوع
نباید فراگیر شود
. وقتی
روابط جنسی آزاد شود اختلالات جنسی زیاد می‌شود، تمایل به فرزندآوری و ازدواج کمتر
می‌شود، آمار بیماری‌های مقاربتی و سقط جنین بالا می‌رود، چون سن بارداری در مدارس
پایین می‌آید
.

وی با انتقاد از وضعیت فرهنگی و اجتماعی
کشور ادامه می‌دهد: وقتی روحانیت در سنت مانده‌اند، با احکام و شرایط فعلی جامعه
پیش نرفته‌اند و روز به روز از مردم فاصله می‌گیرند همچنین مسائل اقتصادی و سیاسی
کشور هم باعث شده دولت و حاکمیت هم از مردم فاصله بگیرند و زمانی‌که مردم می‌بینند
مثلا فلان رخداد جنسی برای پسر وزیر به وجود آمده و هیچ اتفاقی نیفتاده، همین
مسئله موجب بی‌اعتمادی در جامعه می‌شود و مسائل جنسی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد
.

مستند اخیر «انقلاب جنسی»

چندی پیش مستند «انقلاب جنسی» از سوی گروه آرمان‌مدیا،
به تهیه‌کنندگی محمدحسن مددی و کارگردانی حسین شمقدری منتشر شد که با هیاهوی
بسیاری همراه بود.
زینت سادات مطهری، دانشجوی دکترای علوم سیاسی در تحلیل این مستند می
گوید: « این مستند تلاش دارد با ارائه گزارشی از
وضعیت رفتارها و نگاه‌های جنسی در بستر جامعه غربی، اولاً ذهن مخاطب ایرانی را با
وضعیت کلی جریانات اخلاقی در غرب آشنا کند، و ثانیاً توصیه‌ها و تحذیرهایی در همین
رابطه ارائه دهد
. ارائه تصاویری از زندگی و دیدگاه‌های دختران و پسران
غربی که با دوربین سازندگان فیلم مستند شده، مخاطب ایرانی را بعضاً با شوک‌هایی
مواجه می‌کند و کارگردان از این شوک‌ها برای برداشتن گام‌های یک‌به‌یک بعدی بهره
می‌برد. کارگردان قصد دارد از این طریق ضمن ایجاد آگاهی در مخاطب، نسبت به ضرورت
تصمیم‌گیری فردی و مسؤولانه همراه با اعتماد و اگاهی، جلب توجه کند؛ رویه‌ای که
نسبت به روندهای فعلی در سیاست‌گذاری‌های موجود تازگی دارد
.»

او معتقد است:« در برخی سکانس‌ها، شاهد مصاحبه
کارگردان با دختران و پسران آلمانی و هلندی و انگلیسی درباره تجربه جنسی، استفاده
از لوازم آرایشی، وفاداری به شریک جنسی در عین آشنایی و ارتباط آزادانه، تمایل به
جنس موافق یا مخالف، پایبندی اخلاقی نسبی به عفاف در عین آزادی (آن‌جا که دو دختر
در مدرسه از برهنه‌کردن اندام جنسی خود در مقابل یک
۲۰ دلاری خودداری می‌کنند)،
تسهیلات و امکانات دولتی برای رابطه جنسی که حکم مشوق و بلکه الزام رابطه جنسی در
سنین نوجوانی دارد، و از این قبیل هستیم
. کارگردان در چهار برش مختلف در طول مستند، دائماً در حال
جابه‌جا کردن ذهن مخاطب میان نگاه مثبت و منفی به آزادی‌های جنسی در غرب و در
ایران است و در نهایت، اعلام می‌کند که نمی‌توان صرفاً دیدگاهی مثبت یا منفی به
وضعیت جنسی در هیچ‌یک از این دو بستر اجتماعی داشت. او با ارائه نظرات شهروندان
ایرانی سنین مختلف، سعی دارد نارضایتی نسبی از سیاست‌های سختگیرانه اخلاقی و جنسی
را از طریق توجه دادن به واقعیت نیاز جنسی و تأخیر در ازدواج برای متولیان و
مسؤولان به نمایش بگذارد، و از طرفی، با نشان دادن آثار مثبت پایبندی اخلاقی در
ایران، مانند تمایل به جنس مخالف در صورت نیاز و گرایش مطلق به جنس موافق در غرب،
بر ضرورت نگاه آگاهانه و مسئولانه نسبت به آزادی نیز به مخاطبان خود هشدار دهد
.

این مستند با به نمایش گذاردن صحنه‌هایی از «رژه
غرور» همجنس‌گرایان برای اولین‌بار موضوع را بی‌پرده با مخاطب ایرانی در میان می‌گذارد.
کارگردان، بدون جدل و بحث، به سراغ تجربه منفی یک روسپی مرد در یک کشور غربی می‌رود،
تا با استعانت از موسیقی زمینه‌ای که انتخاب کرده، جنبه منفی آزادی جنسی را نیز
ترسیم کند. او تلاش می‌کند نشان دهد چگونه کودکان غربی از سنین کم نسبت به جنس
مخالف خود رمیده‌اند و چگونه آزادی جنسی می‌تواند در ظاهری خنثی، درواقع مروج همجنس‌گرایی
و پایان‌بخش نظام خانواده و تولید نسل طبیعی باشد
. در نهایت می‌توان گفت مستند «انقلاب جنسی» شمقدری گام
دیگری برای گشودن بحث جدی از وضعیت، واقعیات، ضرورت‌ها، و مخاطرات موضوع جنسیت و
روابط جنسی در ایران برداشته است. شمقدری از سویی نسبت به ضرورت پرورش سوژه‌های
آگاه و مسئول در همخوانی با ضرورت‌های دوره مدرن دعوت می‌کند، و از سوی دیگر، حدود
و اشکال این آزادی را نیز از نظر دور نمی‌دارد
.»

آژیر ها به صدا در آمده
است. بحران جنسی به موضوع قراگیری تبدیل شده که برای عبور از آن باید مسائل بسیاری
را مد نظر قرار داد.  باید دانست برای گذار از بحران جنسی حداقل نیاز به یک
دهه آموزش و اطلاع‌رسانی وجود دارد تا مسائل جنسی یا به شکلی نهادینه درآیند و یا
خود جامعه برخی وجوه آن ‌را حذف کند، همچنین راه‌حل گذار از این بحران، ورود
روشنفکران و متخصصان اجتماعی به این بحث با حمایت‌های دولتی است، این افراد
باید بدون شعارزدگی با این مسئله برخورد و در مورد آن بحث و تحلیل کنند. در واقع
راه‌حل موجود تنها میان مسئولان و دولت‌ها نیست بلکه در دل نهادها و افرادی قرار
دارد که میان مردم حضور دارند تا مسائل جنسی در ایران را از سه بعد هستی‌شناختی،
معرفت‌شناختی و متودولوژی مورد بررسی قرار دهند. اگر مثل گذشته نهادهای اجتماعی در
برخورد با اینگونه آسیب‌ها متوسل به سیاست‌های فرهنگی سفت و سخت شوند، نمی‌توان به
راحتی از بحران جنسی موجود در جامعه عبور کرد
.